شک کردم
شک کردم ....
به خودم ....
به احساسم ....
به عشقم .....
شکستم .... نابود شدم ....
باید برم ..... عشق و شک ؟؟؟؟؟
خداحافظ ....
ولی
نباید اینجور تموم میشد ....
قصه عشق من و تو !
پ.ن:شک کردم نه به تو ..... به خودم !
شک کردم ....
به خودم ....
به احساسم ....
به عشقم .....
شکستم .... نابود شدم ....
باید برم ..... عشق و شک ؟؟؟؟؟
خداحافظ ....
ولی
نباید اینجور تموم میشد ....
قصه عشق من و تو !
پ.ن:شک کردم نه به تو ..... به خودم !
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
این جمله رو دوست دارم ، اما حتی نمیدونم چرا ...؟
نمیدونم منو یاد چه کسی ، چه چیزی ، کی و کجا میندازه ....
فقط میدونم دوست دارمش ...
پ.ن:حتی نمیدونم چرا گذاشتمش !!!.......
پیامبری و درختی و شهیدی
پیامبری و درختی و جوانی و در جوار هم بودند. پیامبر نامش آشنا بود، درخت نامش سرو و جوان نامی نداشت، او شهیدی گمنام بود.
.......
چند دقیقه ای است ....
که زل زدم به صفحه سفید .....
چی بگم ...
از کجا بگم ....
از عقلم ...؟
از احساس م .... ؟
دیر آمدم ...
خیلی دیر ....
همون وقتی که کسی دیگه منتظرم نبود ....
اون موقعی که فراموشم کردن و فراموش نکردم .....
پ.ن:نمیدونم چرا نیومدم شاید حرفم نمیومد ...!
پ.ن:اینروزها زندگی به رویم لبخند زده است !
پ.ن:به ادامه مطلب برو ....